محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

43

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

خدا به نوح خبر داد كه فرزند تو از خاندان تو و از قبيله تو نيست ، زيرا جهل و عناد بر او غالب گشته و كفر او حتمى شده است . تو جز كسانى را كه ايمان آورده‌اند و تصديق پيغمبرى تو را كرده‌اند و دعوت تو را لبيك گفته‌اند اهل خود نشمار و من دربارهء اين دسته از پيروانت وعده دادم كه نجاتشان بدهم و جان آنان را حفظ نمايم « زيرا بر ما لازم است مؤمنين را كمك و يارى كنيم . » « 1 » اى نوح ! آنان كه رسالت تو را منكر شدند و گفتار خدايت را دروغ پنداشتند از اهل تو نيستند و از شفاعت تو محرومند . گرچه بين تو و ايشان ارتباط خويشاوندى باشد ، بايد به گرداب مرگ درآيند ، حتى اگر به وسيله نجاتى متوسل شوند و يا در پناهگاه به ظاهر امنى جاى گزينند به حالشان سودى ندارد و وساطت تو نيز پذيرفته نخواهد بود . اى نوح ! « درباره امرى كه از كنه آن اطلاع ندارى اظهارنظر مكن و در موضوعى كه درك نكرده‌اى وارد مشو ! من ترا پند مىدهم تا در زمره جاهلان درنيايى » ؟ « 2 » طرز بيان خدا با نوح ، او را به خود آورد و فهميد مهربانى و شفقت خدا سبب شده است كه از حق غافل بماند و مهر پدرى ، راه حق را بر او پوشانده است و نزديك بود حد ادب و لياقت را زير پا بگذارد ، لذا براى او بهتر بود كه بجاى اين خواهش پروردگار خويش را كه او و پيروانش را از مرگ نجات داده است و كافرين را به غرق و هلاكت كشانده است ، شكر كند . وقتى نوح عليه السّلام به هوش آمد از غفلت خويش استغفار كرد و به خدا پناه برد تا از غضب او محفوظ بماند و گفت : « بار خدايا به تو پناه مىبرم از آنكه سؤال نمايم از تو چيزى را كه مرا به آن علمى نبوده باشد و اگر مرا نيامرزى و مورد رحمت خود قرار ندهى از زيانكاران خواهم بود . » « 3 » بارى موج بين نوح و فرزندش فاصله انداخت و او را غرق ساخت . چون اين حادثه به نهايت خود رسيد و طومار زندگى مخالفين نوح درهم پيچيده شد ، آسمان از

--> ( 1 ) . سوره روم ، آيه : 47 « وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » ( 2 ) . سوره هود ، آيه : 46 « إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ » ( 3 ) . سوره هود ، آيه : 47 « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ . . . »